تحلیلی بر الگوی اجتماعی-فضایی نظامبهرهبرداری کشاورزی در ایران
پذیرفته شده برای پوستر
کد مقاله : 1661-CCSAMR
نویسندگان
1دکتری ترویج کشاورزی، مدیر کل دفتر توسعه فعالیتهای کشاورزی زنان روستایی و عشایری موسسه آموزش و ترویج کشاورزی، تهران، ایران.
2استادیار پژوهش ، بخش تحقیقات اقتصادی، اجتماعی و ترویج کشاورزی، مرکز تحقیقات و آموزش کشاورزی و منابع طبیعی استان اصفهان. سازمان تحقیقات، آموزش و ترویج کشاورزی، اصفهان، ایران
3دانشیار جغرافیا و برنامه ریزی روستایی، بخش بخش تحقیقات اقتصادی، اجتماعی و ترویج کشاورزی، سازمان تحقیقات، آموزش و ترویج کشاورزی، اصفهان، ایران
چکیده
چکیده
این پژوهش با هدف تحلیل الگوی اجتماعی–فضایی نظام بهرهبرداری کشاورزی در استانهای ایران و شناسایی سطوح توسعهیافتگی آن انجام شد. دادههای سرشماری کشاورزی ۱۴۰۳ با رویکرد توصیفی–تحلیلی بررسی و با استفاده از یک شاخص ترکیبی و تکنیک تحلیل خوشهای، استانها در گروههای توسعهای دستهبندی شدند. یافتهها نشان میدهد نابرابری قابلتوجهی در توزیع منابع، زیرساختها و شاخصهای نهادی و انسانی بخش کشاورزی وجود دارد. چهار خوشه کاملاً متمایز شامل استانهای توسعهیافته، متوسط، کمترتوسعهیافته و محروم شناسایی شد که الگوی فضایی آن شکاف میان مناطق مرکزی و پیرامونی را برجسته میکند. همچنین نوع بهرهبرداری با سطح توسعه مرتبط است؛ بهگونهای که بهرهبرداریهای نهادی و مدیریت غیرساکن در خوشههای توسعهیافته بیشتر و وابستگی به کشاورزی خانوادگی و خردهپا در خوشههای محروم غالب است. نتایج بیانگر تمرکز توسعه، ضعف سیاستگذاری فضایی و تداوم نابرابری ساختاری در نظام بهرهبرداری کشاورزی کشور است.
این پژوهش با هدف تحلیل الگوی اجتماعی–فضایی نظام بهرهبرداری کشاورزی در استانهای ایران و شناسایی سطوح توسعهیافتگی آن انجام شد. دادههای سرشماری کشاورزی ۱۴۰۳ با رویکرد توصیفی–تحلیلی بررسی و با استفاده از یک شاخص ترکیبی و تکنیک تحلیل خوشهای، استانها در گروههای توسعهای دستهبندی شدند. یافتهها نشان میدهد نابرابری قابلتوجهی در توزیع منابع، زیرساختها و شاخصهای نهادی و انسانی بخش کشاورزی وجود دارد. چهار خوشه کاملاً متمایز شامل استانهای توسعهیافته، متوسط، کمترتوسعهیافته و محروم شناسایی شد که الگوی فضایی آن شکاف میان مناطق مرکزی و پیرامونی را برجسته میکند. همچنین نوع بهرهبرداری با سطح توسعه مرتبط است؛ بهگونهای که بهرهبرداریهای نهادی و مدیریت غیرساکن در خوشههای توسعهیافته بیشتر و وابستگی به کشاورزی خانوادگی و خردهپا در خوشههای محروم غالب است. نتایج بیانگر تمرکز توسعه، ضعف سیاستگذاری فضایی و تداوم نابرابری ساختاری در نظام بهرهبرداری کشاورزی کشور است.
کلیدواژه ها